دفترهای سبز
خود خواهانه ترین کلمه "من" است ... از آن حذر کن ! نا پایدار ترین کلمه "خشم" است ... آن را فرو ببر ! باز دارنه ترین کلمه "ترس" است ... با آن مقابله کن ! با نشاط ترین کلمه "کار" است ... به آن بپرداز ! پوچ ترین کلمه "طمع" است ... آنرا بکش ! روشن ترین کلمه "امید" است ... به آن امیدوار باش ! ضعیف ترین کلمه "حسرت" است ... آنرا نخور ! توانا ترین کلمه "دانش" است ... آنرا فراگیر ! محکم ترین کلمه "پشتکار" است ... آنرا داشته باش ! سمی ترین کلمه "شانس" است ... به آن امیدوار نباش ! لطیف ترین کلمه "لبخند" است ... آنرا حفظ کن ! ضروری ترین کلمه "تفاهم" است ... آنرا ایجاد کن ! سالم ترین کلمه "سلامتی" است ... به آن اهمیت بده ! اصلی ترین کلمه "اعتماد" است ... به آن اعتماد کن ! دوستانه ترین کلمه "رفاقت" است ... از آن سوء استفاده مکن ! زیباترین کلمه "راستی" است ... با آن رو راست باش ! زشت ترین کلمه "دو رویی" است ... پس یک رنگ باش ! ویرانگر ترین کلمه "تمسخر" است ... دوست داری با تو چنین کنند ؟ موقرترین کلمه "احترام" است ... برایش ارزش قائل شو ! آرام ترین کلمه "آرامش" است ... به آن برس ! عاقلانه ترین کلمه "احتیاط" است ... حواست را جمع کن ! سخت ترین کلمه "غیرممکن" است ... وجود ندارد ! تاریک ترین کلمه "نادانی" است ... آنرا با نور علم روشن کن ! کشنده ترین کلمه "اظطراب" است ... آنرا نادیده بگیر ! صبور ترین کلمه "انتظار" است ... منتظرش بمان ! با ارزش ترین کلمه "بخشش" است ... سعی خود را بکن ! رسا ترین کلمه "وفاداری" است ... سر عهدت بمان ! هدف مند ترین کلمه "موفقیت" است ... پس پیش به سوی موفقیت ! مردم اغلب بی انصاف ؛ بی منطق و خود محورند ... ولی آنان را ببخش ! اگر مهربان باشی ؛ تورا به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند ... ولی مهربان باش ! اگر موفق باشی ؛ دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت ... ولی موفق باش ! اگر شریف و درستکار باشی ؛ فریبت میدهند ... ولی شریف و درستکار باش ! آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای ؛ شاید به یک شبه ویران کنند ... ولی سازنده باش ! اگر به شادمانی و آرامش دست یابی ؛ حسادت میکنند ... ولی شادمان باش ! نیکی های درونت را فراموش میکنند ... ولی نیکو کار باش ! بهترین های خود را به دنیا ببخش ! حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد ! و در نهایت میبینی هر آنچه هست میان "تو" و "خداوند" است ... نه میان "تو " و "مردم" ! (دکتر علی شریعتی) گاهی آدم یه چیزایی میشنوه اما هیچ وقت فکر نمیکنه ببینه ! تا حالا زیاد اسم سرطان رو شنیدم بخاطر اقتضای رشته تحصیلیم و تحقیقات خیلی از مبتلا ها رو دیدم ... 10 سال پیش وقتی پسر عموم در اثر سرطان کبد جونش رو از دست داد تازه فهمیدم خیلی چیزها میتونه همین نزدیکی باشه تو یک قدمی حالا بعد از 10 سال نمیگم اون واقعه سرد شد اما گذر زمان تونست خانواده رو دوباره به روند عادی برگردونه .... اما تلخی اون واقعه همیشه و گوشه ذهن تک تک ما مونده ... حالا این روزها دوباره همه چیز تازه شده ... حداقل برای من ! حدود یک هفته پیش وقتی خوشحال و شاد از یه مسافرت کوچولو برگشتم خونه شنیدم که عمه ام بخاطر عفونت رفته تو کما و بیمارستان بستریه به لطف خدا و تلاش دکترا دوباره به هوش اومد اما بعد از بررسی آزمایشات نتیجه بدست اومده این بود : سرطان ! حضور یک توده 8 سانتی متری عفونی در مثانه ! این شک بزرگی برای همه ما بود ... برای پدرم ؛ عموهام که فقط همین یه خواهر رو دارند برای ما برادر زاده ها که همین یه عمه رو داریم ... سعی کردم همه رو آروم کنم و بهشون امید بدم ؛ افتادم دنبال کارها و اصلا به روی خودم نیاوردم که چه اتفاقی افتاده ! اما درونم ولوله است ! حالا شاید همین دکمه های کیبرده که سنگ صبورم شده ! یادم میاد 10 سال پیش رو که امیر رو با دستای خودمون رو تخت بیمارستان خوابوندیم و درست یک هفته بعد با دستای خودمون اونو به خاک سپردیم ! اما نه ! یکی اون بالا هست که تا نخواد حتی یه برگ از درخت نمی افته ! و حالا همه ما امید و نگاهمون به لطف و رحمت اونه ! لطفا برایش دعا کنید .... پ.ن : خانواده ؛ دوست ؛ رفیق چیز هایی نیستن که به راحتی پیدا بشن ... اینا هدیه هایی هستند که خدا به رسم امانت بهمون میده اگه خدا اونقدر دوستمون داشت که این هدیه های با ارزش رو بهمون داد قدرشون رو خوب بدونیم قبل از اینکه از دستشون بدیم ! چیزی از وجودم زیر پای رهگذران پاییزی له میشود ... صدای شکسته شدن قلبم را میشنوم !!!! تنها نبودم حتی یک دقیقه ... با تنهایی که بهترین رفیقه ! خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشسته در سپهر لاجوردی آتش آهم نشسته ای خدای بی نصیبان ... طاقتم ده ؛ طاقتم ده ! ای پناه ما غریبان ... طاقتم ده ؛ طاقتم ده ! به داد چشم هایم برس ! به داد فرود اضطراری تک تک بغض هایم !



| Design By : Pars Skin |

